الشيخ عزيز الله عطاردي (مترجم: عطائى)

41

مسند الإمام الكاظم (ع) (مسند امام الكاظم ع) (فارسى)

درگاه خدا دعا كردم ، امام صادق عليه السلام فرمود : « اما دربارهء او اجازه ندارى چيزى بگويى ! » گفتم : فدايت شوم ! به كسى اين را بگويم ؟ فرمود : « آرى به زن و بچه‌ها و همراهانت ! » زن و فرزندانم و يونس بن ظبيان از رفقايم با من بودند ، همين كه به آنها خبر دادم ، خدا را سپاس فراوان گفتند . يونس گفت : نه به‌خدا كه بايد خودم از آن حضرت بشنوم ، با عجله بيرون رفت ، من هم دنبال او رفتم همين كه در خانه رسيد ، شنيدم امام عليه السلام به او كه زودتر از من رسيده بود ، فرمود : « مطلب همان است كه به فيض گفتم » او هم گفت : شنيدم و اطاعت مىكنم . « 1 » 30 - ابوجعفر طبرى ( شيعهء ) امامى . . . « 2 » 31 - همو از ابوبصير نقل كرده ، مىگويد : از عبدصالح ( امام كاظم ) عليه السلام شنيدم كه مىفرمود : چون پدرم در آستانه مرگ قرار گرفت ، فرمود : جز تو كسى مرا غسل ندهد ، زيرا كه من پدرم را و پدرم پدرش را دفن كرديم . فرمود : پسرم ! برادرت عبداللَّه ادّعاى امامت خواهد كرد ، به حال خودش بگذار ! او نخستين كسى است كه از خاندان من به من ملحق مىشود . چون امام صادق عليه السلام درگذشت و امام كاظم عليه السلام او را به خاك سپرد ، عبداللَّه مردم را به امامت خود فراخواند . ابوبصير مىگويد : عرض كردم : فدايت شوم ! چه مىفرماييد كه من سالى به حج رفتم ، عبداللَّه شتر دوساله‌اى را قربانى كرد ؟ فرمود : نوح چون سوار كشتى شد و از هر چيز جفتى را بار كشتى كرد جز زنازاده را كه كشتى قبول نمىكرد و كشتى مأمور بود ،

--> ( 1 ) - رجال كشى : ص 302 . ( 2 ) - دلائل الامامه : ص 161 . اين حديث عين شمارهء ( 11 ) بود - م .